همیشه یکی هست

وقتی خدا دستهایش را باز کرد ، خجالت کشیدم با آن بار سنگین گناه در آغوشش جای بگیرم.

در همین افکار بودم که گرمی دستانش را بر روی شانه هایم حس کردم ...

آری ، مانند همیشه تنهایم نگذاشت ...

/ 1 نظر / 11 بازدید
مهسا

[گل]عالي بود عزيزم