از ماست که بر ماست

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت واو آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یککیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم

 

 

 

/ 2 نظر / 47 بازدید

اللهم عجل لولیک الفرج نمی دانم بگریم یا بخندم به شادی دل ببندم یا نبندم که صدها نیمه شعبان آمد و رفت نیامد دلبر گیسو کمندم (شاعرش را نمیشناسم)

دخمـــــــــــــــــــــل تنهآآآآآآآآآآ

اے ڪـاش !! فــشـار . . . غــصــہ . . . غــم . . . בرב . . . واحـد و عــدد داشــتـ !! کـاشـ . . . قــابــلـِ قـیـاسـ و انــدازه گــیـرے بــــوב !! آטּ وقــــت شــایــد ... روزگــار بــا تــمــامِ بـے رحــمـے اش مـے فـهـمــیـد بــر ســر یــک نــفـر چــقــدر آوار مـے ریــزد