بازسازی دنیا

پدر روزنامه می خواند , اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد.حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را - که نقشه جهان را نمایش می داد - جدا وقطعه قطعه کرد و به پسرش داد.

- (( بیا ! کاری برایت دارم.یک نقشه دنیا به تو می دهم , ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست ,  بچینی ؟ ))

و دوباره به سراغ روزنا مه اش رفت ; می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است.اما یک ربع ساعت بعد ,  پسرک با نقشه ی کامل برگشت.

پدر با تعجب پرسید : (( مادرت به تو جغرافی یاد داده ؟ ))

پسر جواب داد : (( جغرافی دیگر چیست ؟ اتفاقا پشت همین صفحه ,  تصویری از یک آدم بود.وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم , دنیا را هم دوباره ساختم.))

پائولو کوئلیو            


/ 1 نظر / 13 بازدید
بنده خدا

عالی بود.به ما هم سر بزن ضرر نمی کنی،تضمینی! www.1bandekhoda.persianblog.ir