درد دل

باز آمد این بهار ...
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٩
 

باز  آمد  این  بهار             باز  آمد   بوی   یار

می رود پیغام من           با نسیم از این دیار

سوی آنجایی که یار         منزلی  دارد  به کار

***

بهر  کسب  پاسخی         عمر   از   کف    می دهم

انتظار  را   سالهاست       من چه بی صف می دهم

***

طاقتی نیست دگر              در تن   خسته ی  من

کی رسد پیغام  تو              بر دل بشکسته ی من

***

می رود آن   روزگار              می رود این روزگار

باز آمد    این    بهار              باز آمد    بوی   یار

می رسد   پیغام  یار            با نسیم  از  آن  دیار

سوی اینجایی که من          قبرکی  دارم  به  کار


حیف و افسوس بعد مرگ

نوش   دارویی   تو    یار


 
 
من از بیگانگان دیگر ننالم ...
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳٠
 

آن دمی که دوستی

بشکند قلب مرا

آن زمانی که مرا

می گذارد زیر پا

دیگر از بیگانگان

چه توقع دارم ؟

دیگر از این چون دوست

من چه حاجت دارم

باز هم دردی است

درد بشکستن دل

درد اعتماد من

به رفیقی بی دل ...


 
 
پوچ
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۳
 

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودند

***

از من و هرچه در من نهان بود

می رمیدی

می رهیدی

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

می کشیدی

می کشیدی

***

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظه ی تلخ دیدار

سربسر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گوش کردم

خش خش برگ های خزان را

***

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

گرچه در پرنیان غمی شوم

***

سال ها در دلم زیستی تو

آه هرگز ندانستم از عشق

چیستی تو

کیستی تو

فروغ فرخزاد           


 
 
باور ... ( برای کسانی که تنها ماندند یا شاید تنهایشان گذاشتند )
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
 

چرا باورت نشد که من عاشقت شدم

گله کم نمی کنم , آخه نیست دست خودم

چرا باورت نشد , تو نگاه آخرم

یه صدا بود که می گفت

تو بری در به درم

***

چرا باورت نشد یا نخواستی بمونی

بی تو می میره دلم کاش که اینو بدونی

بی تو دیوونه شدم

با تموم غصه ها

بی تو هم خونه  شدم

***

چرا حرف دلت رو به زبون نمی یاری

تو چشمام نگاه کن و بگو دوستم نداری

باید فراموشت کنم

بگو تا شاید بتونم

باور کنم رفتنت رو

نامه هات رو بسوزونم

***

چرا باورت نشد ؟؟!!