درد دل

دلنامه
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٢
 

نمی دونم , اما فکر می کنم بعد از یک سال و هفت ماه متولد شدم , فکر می کنم تازه عاشق شدم , نه عاشق به معنای اینکه وجود کسی من را درگیر خودش کرده , نه ! همینجور عاشق شدم.

می دونید همینجور عاشق بودن یعنی چه؟هنوز کاملا لمس نکردم , اما حس خوبی داره , چون یک جور راحتی و آرامش با خود به همراه میاره , می فهمی نیازی نیست برای هر چیزی جنگید و به دست آورد , می شه با صلح به جنگ پرداخت و با آرامش رفتار کرد , سکوت بیشتری داشت و بیشتر شنید.

البته نمی دونم همیشه میشه اینجور بود , به نظر من ناراحتی و عصبانیت جزئی از وجود انسان است , چون اگه نبود اصلا وجود نداشت اما کنترل کردن مهم است.

باید فکر کرد و انجام داد تا واقعا آرام شد.فعلا که آرامم , در اوج مشکلات.نمی دونم شاید از مواهب خداست اما می دونم که خیلی فاصله دارم ازش.هرکسی از خودش بهتر خبر داره ...

برگی از دل احمد