درد دل

باور ... ( برای کسانی که تنها ماندند یا شاید تنهایشان گذاشتند )
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
 

چرا باورت نشد که من عاشقت شدم

گله کم نمی کنم , آخه نیست دست خودم

چرا باورت نشد , تو نگاه آخرم

یه صدا بود که می گفت

تو بری در به درم

***

چرا باورت نشد یا نخواستی بمونی

بی تو می میره دلم کاش که اینو بدونی

بی تو دیوونه شدم

با تموم غصه ها

بی تو هم خونه  شدم

***

چرا حرف دلت رو به زبون نمی یاری

تو چشمام نگاه کن و بگو دوستم نداری

باید فراموشت کنم

بگو تا شاید بتونم

باور کنم رفتنت رو

نامه هات رو بسوزونم

***

چرا باورت نشد ؟؟!!