درد دل

پوچ
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۳
 

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودند

***

از من و هرچه در من نهان بود

می رمیدی

می رهیدی

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

می کشیدی

می کشیدی

***

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظه ی تلخ دیدار

سربسر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گوش کردم

خش خش برگ های خزان را

***

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

گرچه در پرنیان غمی شوم

***

سال ها در دلم زیستی تو

آه هرگز ندانستم از عشق

چیستی تو

کیستی تو

فروغ فرخزاد