درد دل

سکوتم از رضایت نیست ولی دیگر شکایت نیست
نویسنده : مزدا پارسا - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٧
 

سکوتم از رضایت نیست ، دلم اهل شکایت نیست ، که میداند که دل خون است ، دو چشمم خیس و بارانیست ، همه در عالم دنیا ، گمان دارند که من خوبم ، ز دنیایم خبر دارند؟! مرا در خواب میدانند ؟! نمیدانم ! نمیدانم ! گمانم این تکراریست ....

تا حالا شده با بقیه سر یک موضوع تکراری بارها و بارها صحبت کنید و به هیچ نتیجه ای نرسید ؟ و در آخر جدا از اینکه چقدر از نظر عصبی اذیت میشید ، ببینید که یک سری مواردی داره پیش میاد که باعث میشه به مرور بعضی از چیزای خوبی که داشتید رو دارید از دست میدید و بعد به ناچار مجبور به سکوت بشید و بعدترش بقیه فکر کنند حالا که سکوت کردید یعنی اینکه حرفها و نظرات اونها رو قبول کردید و دیگه به همه چیز راضی هستید ؟

خیلی سخته ، مخصوصا اگه مورد صحبت جز موارد اساسی زندگی شما باشه

اینکه بقیه فکر کنند شما هیچ ناراحتی ندارید خیلی سخته

من قبول دارم که در دنیا کسی رو نمیشه پیدا کرد که هیچ غمی نداشته باشه اما بدی اونجاست که غمهامون رو خودمون با دستای خودمون ایجاد کنیم